محمد قنبرى
552
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
چند تن از دانشمندان از وى با عنوان شيخ نامبردهاند كه مىتواند نشانهء بزرگى و دانش وى باشد . دايى كلينى هم على بن محمد بن ابراهيم بن ابان رازى كلينى از دانشمندان نامآور عصر بوده و در شمار مشايخ كلينى قرار دارد . از آنجا كه در ميان اساتيد و مشايخ كلينى دو تن به موطن اصلى وى يعنى كلين منسوبند مىتوان احتمال داد كه ايشان مدتى از دوران تحصيل خود را در همانجا به سر برده و از اين مشايخ بهره گرفته باشد اما آنچه از بررسى احوال ساير مشايخ ايشان به دست مىآيد اين است كه ايشان بيشترين بخش از معلومات خويش را از مشايخ قم به دست آورده است . كلينى رحمه الله موفق شد از چند تن از بزرگترين مشايخ حديث قم استفاده نمايد و اخذ حديث كند كه اينكه به آنها اشاره مىكنيم : 1 . ابوعلى احمد بن ادريس اشعرى قمى متوفاى سال 306 يكى از اساتيد بزرگ كلينى است . رجاليون او را بسيار ستودهاند و گفتهاند : مردى فقيه و ثقة و كثير الحديث بوده و روايات صحيح نقل مىكرده است . نجاشى و طوسى با اين عبارت از او سخن گفتهاند : « كان ثقة فقيهاً فى أصحابنا كثير الحديث ، صحيح الرواية له » و ابن شهر آشوب نوشته است : « ثقة له النوادر و كتاب كثير الفايدة . . . » . 2 . ابوجعفر احمد بن محمد بن عيسى اشعرى قمى كه دانشمندان فن رجال دربارهء وى مىگويند : او استاد و شيخ حديث قم بوده و اعتبار و فقاهتش مورد قبول همگان قرار داشته است . طوسى در مورد او مىگويد : « و ابوجعفر هذا رحمه الله شيخ قم ووجهها و فقيهها غير مدافع » نجاشى عبارتى شبيه به همين جمله دارد : « و ابوجعفر رحمه الله شيخ القميين ووجههم وفقيههم غير مدافع . . . له كتب » . 3 . ابوعبداللَّه حسين بن محمد بن عمران اشعرى قمى ، نجاشى او را بدين شكل مىستايد : « ثقة له كتاب النوادر » و محقق داماد وى را از اساتيد بزرگ كلينى مىشمارد . شيخ بهاءالدين عاملى مىنويسد : او مردى موثق و از اساتيد بزرگ كلينى و از اكابر دانشمندان اشعرى قمى مىباشد . كلينى از ايشان در كافى روايات فراوان نقل كرده است .